تبليغاتX

ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

دشمن تان را بجویید و جنگتان را بر پا بکنید!
جنگی در راه اندیشه ها تان: و اگر اندیشه تان
از پا درآمد؛ باز راست کرداری شما می باید غریو
پیروزی بر دارد!

[لینک ثابت] نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 20:25  توسط بزرگمهر آزادی  | 

من که پا ندارم
با دستهای توست که راه می روم
من که چشم ندارم
با دل توست که می بینم
بسته کامم
با گلوی توست که نفس می کشم
در سکوت مطلق
تبسمم. خشک. بر لبان تو
تو خود منی
من تو
تکرار در خیشتن
اما بی فریاد نگاه تو
نگاهی که معنی می کند
برایم زندگی را
که هیچ نبوده و نیست
اما ما. بودن را
بازی می کنیم
و چه زشت.

بر هر ایرانی واقعی و با شرف واجب که هیچ گاه از
یاد نرود و فراموش نشود یک شعار هیشگی.
لعنت بر حکومت اسهالی ملا.

[لینک ثابت] نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 1:43  توسط بزرگمهر آزادی  | 

مشت می کوبم بر دیوار
دیواری ساخته ازافکارشما
بیهوده تلاشی بود مرا
روز و شب چنگ زدن بردیوار
پوشانده خاک وطن را سراسر شیاطین سیاه
بر نمی خیزد لاله سرخ
ز خاکی که شوره زار گشته است 
ازظالمان ظلم خداپیشه
و ای کاش هیچ گاه بدین سرزمین پای نمی نهاد
آن آریا پدر.


هیچ چیز.هیچ کسی وهیچ جایی به غیر از وطن و خاکش
و نهاد خانواده مقدس و قابل احترام نیست.

[لینک ثابت] نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 20:3  توسط بزرگمهر آزادی  | 

خدا پاشنه آشیل انسانهاست
دین اسب تروا
وآخرت حباب برخورد موج با صخره
و رند شاهانیند پیامبران
بر گرده خدا سوار
با پالانی از جنس مردم
و مقدس با اکسیر جهل.

[لینک ثابت] نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 23:51  توسط بزرگمهر آزادی  | 

بر پنجره می زند بادچپ.
به سرانگشت.خودودا.
برخیز پنجره را بازکن.
اما..هوشیار باش.
دستت را بیرون مبر.
شاید که دستت را باد چپ خورد.
یادت باشد که.
اگر خودوداهم بود.
بازهم به امید او.
دستت را بیرون مبر.

 

[لینک ثابت] نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 2:24  توسط بزرگمهر آزادی  | 

ریش بلند
عقل کوتاه
دستاربسر
نعلین بپا
افکارپلید
دل چرکین
حامی پوتین
جنایت می کند
قساوت می کند
مال ملت غارت می کند
جوانان را تجاوزمی کند
قلم را بشکسته.
اهلش به زندان می کند
خانه های عشق ویران می کند
از جهان ساخت بمب. پنهان می کند
صادراتش انقلاب است و ترور
وارداتش.جانیان.آدمکشانه. یغور
حامیانش مغرب نشینان.شرقیان.
اینچنین است که.
می کوبد. برسرایرانیان
دمکراسی.حقوق بشر.شعاری. توخالی است.
چونکه نفت و گازاولین حرف. این وادی است.

[لینک ثابت] نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 0:55  توسط بزرگمهر آزادی  | 

وتو فیلسوف شعر نوین بودی
جادوگر کلمات بی جان
شعرت از جنس پرسش
نگاهت چرای چگونه کجای آفرینش
توبه کلمات جان دادی در دادگاه پرسش
اماهیچ نیافتی حکمی برای حقیقت
وما نیز چنین
آنگاه که بقدر گناهان بشر
انسانیت تقاص پس می دهد


[لینک ثابت] نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 5:10  توسط بزرگمهر آزادی  | 

صدایش همچوآوای خوش قناری
جلابخش تن و روان
آوایی ملکوتی
حنجره قمری
رخ قمری
دل قمر
گرچه سالهارخ در خاک
حنجره خاموش
اماطنین صدایش تاابدنگردد فراموش.

[لینک ثابت] نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 16:58  توسط بزرگمهر آزادی  | 

با چکمه های سیاهش
بر قلب آزادگان قدم برمی داشت
شیطانی که هنوز در فکرش فرشته بود
برای خداوندگاری از جنس حباب
وبادندانهای افعیانش
تن انسانیت را می درید
چرا که می ترسید که فریدونی
دگر باره
زاده شود
در چرمینه دامن کاوه ای

[لینک ثابت] نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 22:15  توسط بزرگمهر آزادی  | 

از  بودن در میان شما خسته ام
ازهم زبان بودن با شما بیزار
هم زبان منید ولی هم اندیشه. نی
در کنار منید ولی در محفل من. نی
هم تبار منید به ظاهر و همقطار من. نی
عاشق خاک پاکم و سینه چاک وطن
ولی از برای ایرانی نما. نی
درد وطن دارم و دردی کهن. بسیار
درد دین دارید و از برای.دینار
این است علت که بر تعقل می کشید دیوار
من از تبار کوروش و داریوشم و خشایار
شما از تبار خشم و خون. زشت کردار
تا بدانجا که تاریخ بنوشته بر سنگ و دیوار.

[لینک ثابت] نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 4:6  توسط بزرگمهر آزادی  | 

بر سرم می کوبی . با چماق استبداد

بردهانم می زنی مشت . بخاطرمستبد

ازبرایم می کشی . قداره

به کدامین دلیل ؟

برای کدامین فرعون ؟

با گلوله می بندی . گلویم را

با زنجیر . دستانم

چگونه پاک می کنی . افکارم را ؟

کدامین قل و زنجیر . اندازه خواسته هایم است؟

کوچک است قل و زنجیرت

کوچک کوچک همچو دنیایت

با شمایم ای خرده مخلوقات خداوندگان کاغذی

[لینک ثابت] نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 22:20  توسط بزرگمهر آزادی  | 

چقدر تنهایم من

و چه غربتی است اینجا

می جنگد افکارم با گذر ثانیه ها

بر می خیزد وسوسه دیدار

وایستاده است در مقابلم یک دیوار

می گفت سهراب آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست

می گویم من آدم اینجا بی رؤیاست

ودراین ظلمت بی رؤیایی

کوتاه ترین راه رسیدن به فناست

خوب می گفت اخوان

پادشاه فصل ها پائیز

عاشق برگ زرد رنگ پائیزم من

اما پائیز ایران

باران یاور همشیگی تن پیاده روهاست

عاشق بارانم من

اما نه اینجاایران

بوی پائیز وطنم در رگهایم جاری است

سرد سرد است اینجا

نه سری.سودایی

نه دلی.رؤیایی

کاش تا زنده ام

خواب خوش آزادی

در رؤیایم جاری شود همچو نیسم

[لینک ثابت] نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 23:52  توسط بزرگمهر آزادی  | 

بیدارشو ای اژدهای خفته پرشیا
برخیز ای شیر پنهان در سایه گربه
بسوی ما آی ای فره ایزدی مزدا
شراره زن ای آتش خاموش گشته زرتشت
غرش کن ای دیو سپید ای دماوند
طغیان کن بخروش ای کارون همیشه جاری

 

[لینک ثابت] نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 5:24  توسط بزرگمهر آزادی  | 

                        نوروز شاد باد بر یاران همراه                                                

    

در آن قصر شاهی

بر آن فر اهورایی

خجسته شد روز

آغاز گشت نوروز

 

سال نو بهار نو بر تمامی فارسی زبانان سراسر

دنیا شاد باد تمام اقوامی که این جشن ملی و روز

تولد دوباره طبیعت و زمین را جشن می گیرند وبر آن

نوروز نام می نهند جشنی به قدمت و عظمت ایران

 

[لینک ثابت] نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 13:55  توسط بزرگمهر آزادی  | 

                 بهارم زرده

                 دلم پر درده

                   خدا ایدونه روزام هم سردن

                    سی چه همقو دسات سردن

                      تیات بی رنگ

بهار می آید لوات چی سیاه زنگ

پلات ریدن چی پرا پوییز

خین آبید دلم حرسام آبین سرریز

تو افتو بیدی به آسمون جونم

ز چه غروب کردی مو هیچ ندونم

شوام بی مه وابید

ندارم دی ره وابیمه نومید

تهل روزگار چی زهر مار

                                 سیاهی شو تار

                             روزا گوردن ز ری اجبار

[لینک ثابت] نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 11:36  توسط بزرگمهر آزادی  | 

نوشته هاي پيشين
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1386
اسفند 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384