دشمن تان را بجویید و جنگتان را بر پا بکنید!
جنگی در راه اندیشه ها تان: و اگر اندیشه تان
از پا درآمد؛ باز راست کرداری شما می باید غریو
پیروزی بر دارد!
![]()
![]()
![]()
| ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم | موجيم كه آسودگي ما عدم ماست |
دشمن تان را بجویید و جنگتان را بر پا بکنید!
جنگی در راه اندیشه ها تان: و اگر اندیشه تان
از پا درآمد؛ باز راست کرداری شما می باید غریو
پیروزی بر دارد!
![]()
![]()
![]()
من که پا ندارم
با دستهای توست که راه می روم
من که چشم ندارم
با دل توست که می بینم
بسته کامم
با گلوی توست که نفس می کشم
در سکوت مطلق
تبسمم. خشک. بر لبان تو
تو خود منی
من تو
تکرار در خیشتن
اما بی فریاد نگاه تو
نگاهی که معنی می کند
برایم زندگی را
که هیچ نبوده و نیست
اما ما. بودن را
بازی می کنیم
و چه زشت.
بر هر ایرانی واقعی و با شرف واجب که هیچ گاه از
یاد نرود و فراموش نشود یک شعار هیشگی.
لعنت بر حکومت اسهالی ملا.![]()
![]()
![]()
مشت می کوبم بر دیوار
دیواری ساخته ازافکارشما
بیهوده تلاشی بود مرا
روز و شب چنگ زدن بردیوار
پوشانده خاک وطن را سراسر شیاطین سیاه
بر نمی خیزد لاله سرخ
ز خاکی که شوره زار گشته است
ازظالمان ظلم خداپیشه
و ای کاش هیچ گاه بدین سرزمین پای نمی نهاد
آن آریا پدر.
هیچ چیز.هیچ کسی وهیچ جایی به غیر از وطن و خاکش
و نهاد خانواده مقدس و قابل احترام نیست.![]()
![]()
![]()
خدا پاشنه آشیل انسانهاست
دین اسب تروا
وآخرت حباب برخورد موج با صخره
و رند شاهانیند پیامبران
بر گرده خدا سوار
با پالانی از جنس مردم
و مقدس با اکسیر جهل.
![]()
![]()
![]()
![]()
بر پنجره می زند بادچپ.
به سرانگشت.خودودا.
برخیز پنجره را بازکن.
اما..هوشیار باش.
دستت را بیرون مبر.
شاید که دستت را باد چپ خورد.
یادت باشد که.
اگر خودوداهم بود.
بازهم به امید او.
دستت را بیرون مبر.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ریش بلند
عقل کوتاه
دستاربسر
نعلین بپا
افکارپلید
دل چرکین
حامی پوتین
جنایت می کند
قساوت می کند
مال ملت غارت می کند
جوانان را تجاوزمی کند
قلم را بشکسته.
اهلش به زندان می کند
خانه های عشق ویران می کند
از جهان ساخت بمب. پنهان می کند
صادراتش انقلاب است و ترور
وارداتش.جانیان.آدمکشانه. یغور
حامیانش مغرب نشینان.شرقیان.
اینچنین است که.
می کوبد. برسرایرانیان
دمکراسی.حقوق بشر.شعاری. توخالی است.
چونکه نفت و گازاولین حرف. این وادی است.![]()
وتو فیلسوف شعر نوین بودی
جادوگر کلمات بی جان
شعرت از جنس پرسش
نگاهت چرای چگونه کجای آفرینش
توبه کلمات جان دادی در دادگاه پرسش
اماهیچ نیافتی حکمی برای حقیقت
وما نیز چنین
آنگاه که بقدر گناهان بشر
انسانیت تقاص پس می دهد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
صدایش همچوآوای خوش قناری
جلابخش تن و روان
آوایی ملکوتی
حنجره قمری
رخ قمری
دل قمر
گرچه سالهارخ در خاک
حنجره خاموش
اماطنین صدایش تاابدنگردد فراموش.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بر سرم می کوبی . با چماق استبداد
بردهانم می زنی مشت . بخاطرمستبد
ازبرایم می کشی . قداره
به کدامین دلیل ؟
برای کدامین فرعون ؟
با گلوله می بندی . گلویم را
با زنجیر . دستانم
چگونه پاک می کنی . افکارم را ؟
کدامین قل و زنجیر . اندازه خواسته هایم است؟
کوچک است قل و زنجیرت
کوچک کوچک همچو دنیایت
با شمایم ای خرده مخلوقات خداوندگان کاغذی ![]()
![]()
![]()
و چه غربتی است اینجا
می جنگد افکارم با گذر ثانیه ها
بر می خیزد وسوسه دیدار
وایستاده است در مقابلم یک دیوار
می گفت سهراب آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست
می گویم من آدم اینجا بی رؤیاست
ودراین ظلمت بی رؤیایی
کوتاه ترین راه رسیدن به فناست
خوب می گفت اخوان
پادشاه فصل ها پائیز
عاشق برگ زرد رنگ پائیزم من
اما پائیز ایران
باران یاور همشیگی تن پیاده روهاست
عاشق بارانم من
اما نه اینجاایران
بوی پائیز وطنم در رگهایم جاری است
سرد سرد است اینجا
نه سری.سودایی
نه دلی.رؤیایی
کاش تا زنده ام
خواب خوش آزادی
در رؤیایم جاری شود همچو نیسم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در آن قصر شاهی
بر آن فر اهورایی
خجسته شد روز
آغاز گشت نوروز
سال نو بهار نو بر تمامی فارسی زبانان سراسر
دنیا شاد باد تمام اقوامی که این جشن ملی و روز
تولد دوباره طبیعت و زمین را جشن می گیرند وبر آن
نوروز نام می نهند جشنی به قدمت و عظمت ایران
دلم پر درده
خدا ایدونه روزام هم سردن
سی چه همقو دسات سردن
تیات بی رنگ
لوات چی سیاه زنگ
پلات ریدن چی پرا پوییز
خین آبید دلم حرسام آبین سرریز
تو افتو بیدی به آسمون جونم
ز چه غروب کردی مو هیچ ندونم
شوام بی مه وابید
ندارم دی ره وابیمه نومید
تهل روزگار چی زهر مار